خرید بک لینک

چن روز پیش جلوی یک میوه فروشی که قیمت همه میوه هاش بالای 70000 تومان بود، یک پیرمرد یک گوجه له شده از میوه های پسمانده برداشته بود و با لذت تمام می خورد((( سر فلکه آموزش و پرورش اگه بلد نیستید آدرس می دم)))

خب تو اینستاگرام هم زده آقای ولایتی امارت ارتشبد نصیری رو که اول انقلاب گرفته بود، داره 255 میلیارد میفروشه(((درستی یا نادرستی این حرف به خودتون مربوطه))) ولی سوالی دارم:

ما چقدر خوشبختیم

آیا واقعا حق ما مردم ایران این بود و هست؟ آیا حق اعتماد اینه؟

بیاید یه مثالی بزنم که شاید درک کنید این موضوع رو:

اگر شما به کسی اعتماد کنید و بچتون رو دستش بسپارید و طرف مقابل به بچتون توهین و هتک حرمت کنه، چه احساسی دارید؟ اگر مالتون و جونتون رو دست کسی بسپارید که به این روز گرفتارتون کنه، چه احساسی بهتون دست می ده؟

فرض کنید تا 50 سال دیگه هم با کمک کشور ... و ... کمونیستی سرپا بودید، به چه قیمتی؟

آیا می دونید وقتی فرزندان شما در ناز و نعمت زندگی می کنن، آرزوهای کودکان دیگه ایران به گور سپرده می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا می دونید آرزوی خیلی از کودکان این سرزمین فقط خریدن یک بسته مداد رنگی هست؟؟؟؟ آیا می دونید مردم تحت فشار هستن؟

آیا با وجدان خودتون اینها رو در میون گذاشتید؟ یا وجدانتون رو هم دور زدید؟

برچسب: نویسنده: النا قاسمی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 5:50

صفحه بندی